تبليغاتX
ابروباد

ابروباد

دلم در حلقه غمها نشسته

زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست

تو را مي خواهم و اينها بهانه ست


+ نوشته شده در  88/04/08ساعت 15:11  توسط امید  | 

هی!!!! 3 راه بیشتر نداری:
1 با من باشی
2 با تو باشم
3 توافق کنیم که با هم باشیم

Hey you! You have just 3choice:

1. To be with me

2. I be with you

3. We be together (intoto).
+ نوشته شده در  87/11/17ساعت 20:58  توسط امید  | 

وقتی تو لحظه هام عشق تو رو کم می یارم

به دلم هزارو یک غم می یارم  

توی چشمات خودمو گم میکنم

آسمون دلمو نم میکنم

پر بارون میشم از دیدن تو

پر ارزو واسه چیدن تو

گر چه داشتنت برام خیاله

بی تو اما زندگی ام چه خالیه

 

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 0:36  توسط امید  | 

ی دوست دعا کن

ای دوست دعا کن

روزم سپری شد به امید ی که شب آید

شب آمد ودیدیم به دلم تاب وتب امد

ای دوست دعا کن من بیچاره مبادا

در حسرت دیداره تو جانم به لب آید

+ نوشته شده در  87/06/03ساعت 0:27  توسط امید  | 

گریه

 هميشه گريه نشانه ي ضعف نيست! گاهي نشانه ي يك بخشش است-گاهي يك فداكاري- گاهي يك ظلم و گاهي هم نمايانگر عظمت يك...عشق
+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 16:16  توسط امید  | 

زیاییعشق

 زيبايي عشق به سکوت است، نه به فرياد زيبايي عشق به تحمل است، نه به خرد شدن و فرو ريختن عشق خيالي است که اگر به واقعيت بپيوندد تمام شيريني اش را از دست مي دهد
+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 16:14  توسط امید  | 

تو مرامی فهمی

 تو مرا مي فهمي... من تو را مي خواهم و همين ساده ترين قصه ي يك انسان است. تو مرا مي خواني من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم و تو هم مي داني تا ابد در دل من خواهي ماند.
+ نوشته شده در  87/01/27ساعت 16:8  توسط امید  | 

خریدن عشق

 براي خريدن عشق هر کس هرچه داشت آورد،‌ ديوانه هيچ نداشت و گريست،‌ گمان کردند چون هيچ ندارد مي گريد،‌ اما هيچکس ندانست که قيمت عشق اشک است
+ نوشته شده در  86/10/12ساعت 13:50  توسط امید  | 

دوری

دوری عشق های کوچک را از بین می برد ولی به عشق های بزرگ عظمت میدهد مثل باد که یه شمع را خاموش ولی شعله های آتش را بزرگ تر می کن

+ نوشته شده در  86/05/23ساعت 13:20  توسط امید  | 

عشق يعني

عشق يعني فداکاري عشق يعني ايثار عشق يعني وداع با يار عشق يعني آغاز و وداع آغازي ديگر هرچند گاهي لازم است که به خاطر معشوق و عشق پاکت از ظواهر چشم بپوشي ولي بايد بداني که عشق و معشوق در باطن انسانند نه در ظاهر پس وداعت ميگوييم در بيرون خود و سلامت ميدهم با تمام وجودم در دنياي درونم و خوشحالم خوشحالم که شايد با اين کارم آرامش بر ساحل معشوق قدم بگذارد اميد که با اين وداع پيوندم با نگار خود در وجودم محکمتر گردد پس وداع وداع اي آرزوي شيري

+ نوشته شده در  86/05/14ساعت 11:34  توسط امید  | 

عکس

+ نوشته شده در  86/04/30ساعت 9:47  توسط امید  | 

تو
اگرخواهم غم دل با تو گویم                       جانمی یابم

اگرجایی شود پیداتوراتنها                          نمی یابم

زشادی دست و پا گم کنم                          خود را نمی یابم

+ نوشته شده در  86/04/30ساعت 0:19  توسط امید  | 

تقدیم به عشقم

 تقدیم به عشقم به خاطر تو سکوت را در شب، شب را در تاریکی دوست دارم به خاطر تو قلب را در سینه و تو را در قلب دوست دارم نمی گویم برایت میمیرم به خاطرت زندگی میکنم

+ نوشته شده در  86/04/23ساعت 9:52  توسط امید  | 

توی غربت چشات

 توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم چون برق چشاتو دوست دارم ان نگاهاتو دوست دارم لحظه لحظه هاتو دوست دارم درد دلاتو دوست دارم تموم قصه هاتو دوست دارم عطر نفساتو دوست دارم اواز صدا تو دوست دارم این منم با تموم وجود میگم به خدا دوست دارم

+ نوشته شده در  86/04/02ساعت 19:14  توسط امید  | 

عاشق شدن

عاشق شدن مثل دست زدن به آتيش مي مونه . پس سعي کن تا وقتي که جراتش رو پيدا نکردي هيچ وقت بهش دست نزني اما اگه بهش دست زدي سعي کن طاقتش رو داشته باشي که تو دستهات نگهش دارí/:))
+ نوشته شده در  86/04/02ساعت 19:14  توسط امید  | 

مرگ

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم مرگ آن است که از خاطر تو با همه ي خاطره ها محو شوم

+ نوشته شده در  86/03/15ساعت 18:20  توسط امید  | 

به عشق گفتم:

به عشق گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به احساس گفتم: تا تورو دارم تنها نيستم منو تنها گذاشت و رفت... به وفا گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم اونم منو تنها گذاشت و رفت... ولي وقتي به تنهايي گفتم:تا تورو دارم تنها نيستم موندو هم دم و مونسم شد
+ نوشته شده در  86/02/31ساعت 8:25  توسط امید  | 

کاش ميدونستي

 کاش ميدونستي وقتي هر شب از دوريت خواب رو به خودم حروم مي کنم وقتي توي سرماي استخون سوز زمستون، کوچه هاي خالي و سرد اين شهر غريب صداي پام رو لعنت مي کنند، تو تموم طول کوچه ها فقط يه چيزي مي تونه آرومم کنه اونم خيال اومدنتِ

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 13:50  توسط امید  | 

دستانم تشنه ي

 دستانم تشنه ي دستان توست... شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم ...با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم... زيرا... مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 13:49  توسط امید  | 

عشق

عشق يک جوشش کور است و پيوندي از سر نابينايي . اما دوست داشتن پيوندي است خود آگاه و از روي بصيرت روشن و زلال .عشق بيشتر از غريزه آب مي خورد و هر چه از غريزه سر زند بي ارزش است و دوست داشتن از روح طلوع مي کند و تا هر جا که يک روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نيز همگام با آن اوج مي يابد .

+ نوشته شده در  86/02/25ساعت 13:44  توسط امید  | 

دادگاه عشق... قسمم قلبم بود وکیلم دلم حضار جمعی از عاشقان و دلسوختگان. قاضی نامم را بلند خواند. و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهایی و مرگ. کنار چوبه ی دار از من خواستند تا آخرین خواسته ام را بگویم. و من گفتم : به تو بگویند ... دوستت دارم

     دوستت دارم      

+ نوشته شده در  86/02/21ساعت 13:45  توسط امید  | 

زخم هميشگی

 

چقدر سخته تو چشم کسی که تمام عشقت رو ازت گرفت و به جايش يک زخم هميشگی رو به قلبت هديه داده زل بزنی و به جای اينکه لبريز کينه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری ... چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديواری تکيه بدی که يک بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده... چقدر سخته تو خيالت ساعت ها باهاش حرف بزنی .اما وقتی ديديش هيچ چيز جز سلام نتونی بگی ... چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خيس کنه اما مجبور باشی بخندی ...

+ نوشته شده در  86/02/21ساعت 13:40  توسط امید  | 

+ نوشته شده در  86/02/21ساعت 13:39  توسط امید  | 

گفتم عشق چيست

 گفتم عشق چيست ؟گفت آتش است،گفتم مگر ديده اي ؟گفت نه،در آن سوخته ام

+ نوشته شده در  86/02/14ساعت 17:40  توسط امید  | 

 فقط کسي معني دلتنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد دوست خوب داشتن بهتر از تنهايی و تنهايی بهتر از با هر کس بودن است

        ***************************************************

 از دوست داشتن انصراف نده حتي اگر کسي بهت دروغ گفت بازم بهش فرصت بده عشق رو تجربه کن ‏حتي اگر در آن شکست بخوري اين را بدان اگر کسي وارد زندگيت شد وگذاشت رفت علاوه بر اينکه خاطره ‏به جا مي گذاره مي توند يه تجربه هم بجا بگذا

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 15:23  توسط امید  | 

به نام

به نام غم تنها مهمان شب تنهايي در غريبي ناله کردم هيچ کس يادم نکرد در قفس جان دادم و صيادم آزادم نکرد روزي که به دنيا آمدم صدايي در گوشم طنين افکندوگفت من غم هستم وتا هميشه با تو خواهم بود اول فکر مي کردم که غم عروسکي است تا با آن با زي کنم ولي حالا فهميدم عروسکي هستم بازيچه دست غم

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 15:19  توسط امید  | 

تنها رفتن

 

 تنها رفتن در اين جاده در اين جاده سرد و بي انتها بدون کوله باري از عشق بدون تو دشوار است و من تنها تر از هميشه خاطرهاي ياد تو بر دوشم سنگيني مي کند.ولي من باز هم اميد دارم اميد دارم که توباز خواهي گشت پس من در انتظار آمدنت هستم محبوب من

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 15:15  توسط امید  | 

تنها رفتن

 

 تنها رفتن در اين جاده در اين جاده سرد و بي انتها بدون کوله باري از عشق بدون تو دشوار است و من تنها تر از هميشه خاطرهاي ياد تو بر دوشم سنگيني مي کند.ولي من باز هم اميد دارم اميد دارم که توباز خواهي گشت پس من در انتظار آمدنت هستم محبوب من

+ نوشته شده در  86/02/12ساعت 15:14  توسط امید  | 

نانسی عجرم

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 21:45  توسط امید  | 

ميگن قلب

ميگن قلب آدما اندازه مشتشونه ولي چطوري يه دنيا مهربوني يه آسمان صداقت يه كهكشان محبت يه دريا عشق تو مشتت جا شده؟

+ نوشته شده در  86/02/10ساعت 21:29  توسط امید  |